تبلیغات
رد پــای بـــی نشــون - چند ساعت دلتنگی















رد پــای بـــی نشــون

دَستــ نوشته های یکـــ دُختر 16سالهـ


حالا که تو نیستی
در حسرت یک لحظۀ با توام
حتی اگر به دروغ سر شود.
حتی اگر زمان برای انتقام گرفتن از ما
هزار بار سریع تر از با تو بودن های
گذشته بگذرد.

حالا که تو نیستی
هر شب حوالی تختم باران می بارد.
هرچه میگذرد صبح نمی شود
دلم به خورشید، برای خشک کردنِ
این سیل ها خوش نیست.
ملافه ام مچاله می شود،
کلافه می شود.

حالا که تو نیستی
من در غمگین ترین جای جهان گیر کرده ام
و ریشۀ خاطراتت آن قدر قویست که
با هیچ تند بادی نمی رقصد.

دست هایم زیرِ خاک،
دنبال دست های تو میگردند.
لحظه ای که انگشتانت دوباره
بینِ انگشتان سردِ من باشد،
گلِ سرخی در همان نقطه
علاقه را برای جهان معنی می کند.
F.S.R


پنجشنبه 31 مرداد 1392 | 10:44 | فاطمه شکوری راد |

Design By : Pars Skin